پسر كوچولوي ما
عرشيا جان سلام اين اولين مطالبي است كه مامان داره برات توي وبلاگ خودت ثبت مي كنه تا كه بزرگ شدي بتوني خاطرات خودتو از اونتو بخوني . عرشيا جون ميخواستم بدوني كه من و بابا چقدر تورو دوست داريم و بخاطر تو هر كاري مي كنيم تا كه خوشبخت باشي . ميخواستم بدوني كه اين مطالبو مامان داره از اداره برات مينويسه و ميخوام بيشتر بدوني كه مامان هر جا باشه به ياد تو زندگي مي كنه بياد خنديدنت .صحبت كردنات . نگاهات و ... عرشيا مامان و بابا خيلي خيلي دوست دارن و ميخوان كه هميشه تو سالم و سلامت باشي راستي عرشيا جون در حالي كه اين مطالبو برات دارم مي نويسم يه ني ني تو راه داريم كه سه ماهه است و نمي دونم اين ني ني دختر...
نویسنده :
الهه شعبانعلی
17:41
بدون عنوان
عرشیا عشق مامان الهه و بابا مجید ...
نویسنده :
الهه شعبانعلی
17:37


